تبلیغات
Code center
صفحه نخست telegram khatereha373 تماس با ما
نم نم بارون - ورزش زورخانه

زورخانه و ورزش باستانی

 

در این گفتار دربارة ورزشی گفتگو می شود كه آن را «ورزش باستانی» یا «ورزش زورخانه» می نامند و ایرانیان شهر نشین یا با آن آشنا هستند یا نام آن به گوششان خورده است .

 

ساختمان زورخانه

زورخانه جایی است كه مردان در آن ورزش می كنند و بیشتر در كوچه پس كوچه های شهر ساخته شد است. بام آن به شكل گنبد و كف آن گودتر از كف كوچه است . در آن كوتاه و یك لختی است و هر كه به خواهد از آن بگذرد و داخل زورخانه بشود باید خم شود . می گویند در زورخانه را از این رو كوتاه می گیرند كه ورزشكاران و كسانی كه برای تماشا به آنجا می روند به احترام ورزش و ورزشكاران و آن مكان خم شوند. این در به یك راهروی باریك با سقف كوتاه باز می شود و آن راهرو به «سردم زورخانه» می رود . درمیان زورخانه گودالی هشت پهلو و گاهی شش پهلو به درازی 5 یا4 متر و پهنای 4 متر و ژرفای 3 چارك تا یك متر كنده شده كه «گود» نامیده می شود. در كف گود چند لایه بوته و خاشاك گذاشته و روی آن بوته و خاشاك خاك رس ریخته و هموار كرده اند. بوته و خاشاك را برای نرمی كف گود می ریزند و هر روز روی این كف را پیش از آن كه ورزش آغاز شود با آب «گل نم» می زنند تا از آن گرد برنخیزد.

سراسر دیوارة گود ساروج اندود شده است و لبة آن به جای هزارة آجری با چوب پوشانده شده است تا اگر ورزشكاران هنگام ورزش به لب گود بخورند تنشان زخمی نشود . در بالا و دور گود غرفه‌هایی ساخته شده كه جای نشستن تماشاچیان و گذاشتن جامة ورزشكاران و لنگ بستن تنكه پوشیدن آنان است . یكی دو غرفه از این غرفه‌ها نیز جایگاه افزارهای ورزشی است .

سَرْ دَمْ

سَرْ دَمْ زورخانه در یكی از غرفه های چسبیده به راهروی زورخانه درست شده است و آن صُفًه ای است نیم گرد كه كَفَش از كف زورخانه یك متر تا یك و نیم متر بلندتر است . در جلوی «سَرْ دَمْ» چوب بستی است كه به آن زنگ و پوست پلنگ و زره و سپر و پر قو آویخته است . بر روی سكو زیر چوب بست اجاقی كنده شده كه در آن آتش میریزند و هرگاه اجاق نداشته باشند منقلی زیر چوب بست می گذارند و مرشد تنبك خود را با آتش اجاق یا منقل گرم می كند تا صدای آن رساتر درآید .

می‌گویند نخستین كسی كه طرح ساختمان زورخانه را ریخت «پوریای ولی» بود. نام پوریای ولی (محمودبن ولی الدین خوارزمی) است و او در نیمة دوم سدة هفتم و نیمة نخستین سدة هشتم هجری می زیسته است . او پهلوان و شاعر و عارف بوده و دمی گرم و گیرا داشته است.

با لب زمزمه آرا چه خفی و چه جلی

 جرگه را گرم بكن از دم پوریای ولی

مرشد روی سر دم نشسته است و ضرب می نوازد

افزارهای ورزش باستانی

تخته شنا :چوبی است هموار به درازای 70 متر و پهنای 7 و ستبری 2 سانتیمتر و گاهی كوچكتر و بزرگتر از این اندازه هم ساخته می شود. به زیر تخته نزدیك دو سر آن دو پایة زَنَخی (ذوزنقه ای) به بلندی چهار سانتیمتر میخكوب شده است

میل ورزش:افزاری است چوبی و كله قندی و توپر ، ته آن گرد و هموار و سر آن تخت یا گرد است و در میان آن دسته‌ای به درازای پانزده سانتیمتر فرو برده اند . وزن هر میل از پنج كیلو تا چهل كیلو گرم است .

میل بازی : مانند میل ورزش است ولی دستة آن بلندتر از میل ورزش و وزنش كمتر از آن است تا در هنگام بازی و پرتاب كردنش آسان باشد .وزن هر میل بازی از چهار تا شش كیلو گرم بیشتر نمی شود .

سنگ:دو‌پاره و راست گوشه است كه از درازا با بست های فلزی به یكدیگر چسبانیده شده و یك بر آن هلالی است ، درازای سنگ یك متر و پهنای آن هفتاد سانتیمتر است .

افزارهای ورزشی زورخانه

در میان سنگ سوراخی است كه در آن دستگیره ای گذاشته اند و روی آن را با نمد یا كهنه پوشانده اند تا دست ورزشكار را هنگام سنگ گرفتن زخم نكند . وزن هر دو سنگ از شصت كیلو       [6]      تا صد و بیست كیلو است . سنگ را در قدیم ( سنگ زور) و(سنگ نعل) هم می نامیدند زیرا به شكل نعل است .

كبـّاده:افزاری است آهنی ، مانند كمان و سراسر تنة آن از آهن است و در میانش « جا دستی » دارد . درازای آن نزدیك به صد و بیست تا صد و سی سانتیمتر است . چلة كبـّاده زنجیری است شانزده حلقه ای ـ و گاهی كمتر یا بیشتر ـ و در هر حلقه شش پولك آهنی دارد و میان آن جا دستی گذاشته شده است . وزن كباده از ده كیلو تا چهل كیلو است . گاهی نیز كباده‌های سنگین‌تر و سبكتر هم می سازند و بكار می‌‌برند.

میاندار و ورزشكاران در گود شنا میروند

جامه‌های ورزش باستان

تُنْكه یا تُنْبان نَطعی : شلوار كوتاهی است كه ران را تا زیر زانو می پوشاند و آن را هنگام ورزش كردن و كشتی گرفتن می پوشند. این تنبان از یك رویة چرمی یا پارچة ماهوتی ستبر و چند لایة آستر كرباسی دوخته شده است . رویة آن بیشتر به رنگ آبی مایل به سبز است.

كمر و نشیمنگاه و سر دو زانوی تنكه از چرم است. روی رانهای تنكه گل و بوته های بزرگی ـ بیشتر بوته جقّة سركج ـ قلاب دوزی شده است . بالای تنكه را «برج» ، پیش روی تنكه را كه زیر شكم می افتد « پیش قبض» 1، روی زانو را ( پیش كاسه) یا ( سَر كاسه) و پشت زانو را ( پَس كاسه) می نامند.

لُنْگ: همان لنگی است كه مردان در گرمابه میبندند. در روزگار ما به جای پوشیدن تنكه ، ورزشكاران لنگی روی « زیر شلوار» خود می بندند و در گود میروند و بستن آن چنین است :

دو سر از پهنای لنگ را در كمر گاه بر روی ناف گره می زنند و پایین لنگ را كه آویزان است از پشت پا می گیرند و از میان دو پا بالا می برند و در «پیش قبض» كه همان «گره» است فرو می كنند.  

طرح تنبان نطعی از جلو

طرح تنبان نطعی از پشت

 

گردانندگان زورخانه

مرشد : امروز در زورخانه مرشد به كسی می گویند كه آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی «سَرْ دَمْ» می نشیند و با آهنگ های گوناگون كه هر كدام ویژة یكی از حركات ورزشی است ضرب میگیرد و شعرهای رزمی كه بیشتر از شاهنامة فردوسی برگزیده می شود می خواند و صدای ضرب و آواز     [7]      خود را با حركات ورزشكاران ، هماهنگ می كند و آنان را به ورزش بر می انگیزد . در قدیم « مرشد» یا «كهنه سوار» كسی بود كه كار آموزش ورزشكاران و پهلوانان با او بود. كهنه سوار در هنگام ورزش لنگی به دوش می انداخت و چوبی هم كه به آن «تعلیمی» می گفتند در دست می گرفت و در كنار گود می نشست و باستانی كاران یا كشتی‌گیران را در كارهای ورزشی و كشتی گیری راهنمایی می كرد. كهنه سواران یا مرشدان از چابك‌ترین و آزموده‌ترین پهلوانان و ورزشكاران بودند . ( گویا مرشد امروزی را «ضرب گیر» می خواندند) .

مُشتُ مالچی : كسی است كه پیش از ورزش به ورزشكاران و پهلوانان لنگ و تنكه میدهد و پس از ورزش آنها را مشت و مال میكند، تا كوفتگی و خستگی از تنشان بدر رود و پادویی زورخانه نیز با مشت مالچی است

 

مقام ورزشكاران در زورخانه

پیش كِسوَت : پیش كسوت در زورخانه به كسی می گویند كه سالمندتر و آزموده تر از ورزشكاران دیگر باشد . پیش كسوت از همه گونه ورزشهای باستانی و ریزه كاریهای یكایك آنان آگاه است و می تواند بهتر و سنگین تر از دیگران ورزشهای باستانی را انجام دهد.

میاندار: ورزشكاری است كه در گود روبروی مرشد و میان ورزشكاران دیگر می ایستد و گرداندن ورزش و پیش و پس انداختن كارهای ورزشی را به عهده می گیرد. ورزشكاران هنگام ورزش به او نگاه و از حركات ورزشی او پیروی می كنند. میاندار باید مانند پیش كسوت آزموده و آگاه از همه گونه ورزش و ریزه كاریهای یكایك آنها باشد. معمولاً پیش كسوت هر زورخانه میاندار آنجا می شود.

پهلوان: به كسی گفته می شود كه بسیار آزموده و چابك و كار كرده باشد و هماوردی نداشته باشد.

نوخاسته: جوان نوچه‌ای است كه آزمودگی یافته و پهنة كارهای ورزشی خود را گسترش داده و برای كشتی گرفتن و ورزشهای «تو گودی» به زورخانه های دیگر می رود.

نوچه: به جوان ورزشكاری گفته می شود كه زیر نظر پهلوانی، فن های كشتی را می آموزد و شاگرد او به شمار می رود. او از نظر تردستی و چابكی برگزیده‌ترین شاگردان آن پهلوان است.

شیوة ورزش باستانی

سنگ گرفتن: سنگ گیرنده در بالای گود در جایی از زمین كه لنگ انداخته اند به پشت می‌خوابد و سه بالش، یكی را زیر سر و دوتای دیگر را زیر بازوی راست و چپ می گذارد و دو سنگ با دو دست خود چنان می گیرد كه سرهای هلالی آن دو به سوی سرش باشد و پی در پی به پهلوی چپ و راست می‌غلطد. هنگامی كه بر پهلوی چپ است سنگی را كه در دست دارد مستقیم چنان بالا می برد كه بازوی خمیده‌اش راست شود و به همان شیوه هنگامی بر پهلوی راست است سنگی را كه در دست چپ دارد مستقیم به بالا می برد. این گونه سنگ گرفتن را «غلطان» می گویند. گونة دیگر سنگ گرفتن آن است كه ورزشكار به پشت می‌خوابد و پاهایش را دراز می كند و دو سنگ را باهم پی در پی روی سینه بالا و پایین می برد، این سنگ گرفتن را (جُفتی) می‌نامند. مرشد، سنگ گرفتن ورزشكاران را تا (117) یا (114) بار می شمارد و اگر سرگرم ضرب گرفتن برای ورزشكاران درون گود باشد، یكی از دوستان سنگ گیرنده سنگهای او را می شمارد. شمارة (117) و (114) میان باستانی كاران مقدس است و مرشد یا دیگران از این دو شماره بیشتر نمی شمارند. (117) اشاره به صدوهفده تن كمر‌بستة مولا است و (114) اشاره به یكصدوچهارده سورة قرآن است. سنگ شمار یا مرشد پیش از سنگ گرفتن برای شور بخشیدن به سنگ گیرنده (سرنوازی) می خواند:

هر كار كه می كنی بگو بسم اللهتا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت كه رسد به حلقة سنگ بگو لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله

و سپس شمارش را چنین آغاز می كند:

لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله العلی الَعظیم.

بِسِم اللهِ الـّرحمنِ الرحیم

اول خدا ـ دو نیست خدا ـ سبب ساز كل سبب یا (سید كائنات) چاره ساز بیچارگان الله ـ پنجة خیبر گشای علی ـ شش گوشه قبر حسین ـ امام هفتم باب الحوایج ـ قبله هشتم یا امام رضا ـ یا اما محمد تقی روحی فداه و جسمی ـ دهندة بی منت الله ـ یا امام حسن عسگری دخیل ـ جمال امام زمان صلوات. یا (جمال هشت و چهار صلوات) ـ زیاده باد دین خاتم انبیاء ـ ای چهارده معصوم پاك ـ نیمه كلام الله مجید ـ شانزده گلدسته طلا ـ صد وهفده كمر بسته مولا ـ خدای هجده هزار عالم و آدم ـ بر بی صفتان روزگار لعنت ـ یا (بر نمك نشناس لعنت) ـ بیس (بیست) لعنت خدا بر ابلیس ـ یك بیس (بیست و یك) آقای قنبر علیس (علی است) ـ دوبیس مرد دو عالم علیس ـ چاربیس بیمار دشت كرب و بلا (كربلا) یا (ناز چهار ستون بدنت) ـ پنج تن زیر كسا ـ شش ساق عرش مجید یا (باقر العلوم بعد از نبی) علی است) ـ سه بیس یا علی مثلت كیس(كیست) هفت بیس یا علی موسی بن جعفر ـ هش بیس یا علی بن موسی الرضا ـ نُه بیس نوح نبی الله ـ سی ختم كلام الله ـ یك سی گرفتی ماشاءالله ـ دوسی بُرّایش ذولفقار ـ نیستی جان كُفّار ـ چارة بیچارگان خود الله ـ دادرس درماندگان خود مولا ـ یا ابوالفضل العباس دخیل ـ یا موسی بن جعفر ـ یا علی بن موسی الرضا بطلب ـ نه سی طوفان بلا ـ چهل ختم اولیاء و انبیاء ـ یك چل بزرگ است خدا ـ دو چل محمَّد است مُصطفا ـ سه چل علیس شیر خدا ـ چار چل یا فاطمة زهرا ـ پنج چل خدیجه كبرا امُ المؤمنین ـ شش چل ابراهیم خلیل الله ـ هفت چل موسی كلیم الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ نه چل آدم صفی الله ـ پنجاه، هزار بار بر جمال خاتم انبیاء صلوات ـ    [9]    ز آدم و حّوا دگر نبی الله ـ شعیب و یوسف و یعقوب ـ پس خلیل الله ـ ملائكان مُقّرب ـ

دگر ز جبرائیل ـ ز حسُن یوسف ـ جمال شصت بند دیو ، علی را صلوات .

در این هنگام مرشد برای دنبال كردن شماره و رساندن آن به (114)‌ یا (117) از پنجاه به پایین می شمارد بدینگونه:

نه چل آدم صفی الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ هفت چل موسی كلیم الله . . . . . . . تا به شماره یك برگردد. (17) شماره یا (14) شماره بازمانده از (117) یا (114) را دوباره از یك به بالا می شمارد. ولی اگر مرشد از شمارة شصت به پائین شمرده باشد سه شماره یا شش شماره به یك مانده كه روی هم (117) یا (114) شماره می شود شماره را به پایین می رساند. البته این اندازه شمارش در صورتی پیش می آید كه سنگ گیرنده به تواند (117) یا (114) بار سنگ بگیرد.

 جای ایستادن ورزشكاران در گود

در گود هر یك از ورزشكاران به فراخور مقام خود در جایی می ایستند. كار كُشته‌ترین و كار آزموده‌ترین و سالمندترین آنها كه پیش كسوت دیگران خواهد بود «میاندار» می شود و میان گود روبروی مرشد می ایستد . ورزشكاری كه پس از او از ورزشكاران دیگر سالمندتر و آزموده تر است پای (سَر دَم) می‌ایستد . اگر در میان ورزشكاران «سیّد» ی باشد و در ورزش باستانی پختگی چندان هم نداشته باشد پای (سَر دَم) می ایستد و اگر شایستگی میانداری داشت در میان گود می رود و میانداری می كند. در این صورت پیشینه‌ترین ورزشكار روبروی او (پای سر دم) یا پشت او می ایستد. ورزشكاری كه از دیگران ناآزموده تر و ناپخته تر است و به او (تازه كار) می گویند، جایش در گود پشت سر میاندار است. دیگر ورزشكاران از بزرگ تا كوچك (از نظر آزمودگی) به ترتیب كنار گود دورادور میاندار می ایستند.

ورزشكاران شنای پیچ می روند

شنا رفتن

پیش از شنا رفتن، میاندار یكی از تخته شناها را كه در غرفه ای روی هم ریخته شده است برمی‌دارد و به دنبال او ورزشكاران یكی پس از دیگری ، تخته ای را برمی دارند و درو گود می‌ایستند. سپس میاندار دور گود می‌گردد و به هر یك از ورزشكاران میانداری كردن را تعارف می كند. آنگاه از همه رخصت می طلبد و تخته‌اش را در میان گود می گذارد و زانوان و پنجه پا در كف گود قرار می دهد و دو لبه تخته شنا را با دست می گیرد . گاهی مرشد یا میاندار از ورزشكاری كه آوزای خوش و گیرا دارد درخواست می كند كه چند بیتی به مناسبت حال و مقام بخواند و پیش از اینكه او خواندن را آغاز كند «میاندار» یا «مرشد» می گوید: (مزد دهنش به محمد صلوات) و همه صلوات می فرستند و با صلوات فرستادن ورزشكاران ، آوازه خوان كمی خستگی در می كند و سرانجام آواز خود را چنین به پایان می رساند:       [10]

یا رَب بِه حَـّقِ نادَ علیاً سَیَنْجَلی یا رَب بِه حَـّقِ شاه نَجَف مُرْتضی عَلی

افتادگان وادی غم را بگیر دست یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

میاندار و ورزشكاران میل می گیرند

و آنگاه همه صلوات می فرستند سپس میاندار دو پایش را پس می برد و از یكدیگر باز می گذارد و به مرشد نگاه می كند . ورزشكاران هم به پیروی از میاندار چنان می كنند مرشد زنگ را به صدا در می آورد و به ضرب می زند و با هر تك ضربه محكمی كه می كوبد ورزشكاران سینة خود را به سوی تخته شنا خم و نزدیك می كنند . گاهی در كشاكش شنا رفتن میاندار با صدایی كه از خستگی بریده به گوش می رسد فریاد می زند (علی بابا) و با دست به مرشد اشاره می كند كه آهنگ ضرب را تندتر كند تا آنها شیوة شنا رفتن را عوض كنند.

ورزشكاری در میان گود چرخ تیز می زند

ورزشكاران چهار گونه شنا می روند:

شنای كرسی ـ شنای دست و پا مقابل ـ شنای دو شلاقه ـ شنای پیچ.

شنای كرسی: در این شنا ورزشكاران پس از این كه تخته شنا را بر كف گود گذاشتند دو سر آن را می گیرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا كه بتوانند چنان از هم باز می كنند كه كف پاهایشان از كف گود بلند نشود و سپس شنا می روند.

شنای دست و پا مقابل : در این شنا ، دو دست ورزشكار بر روی تخته به فاصلة بیست سانتی متر از هم قرار دارد و پاهای او در امتداد تن كشیده و جفت است.

شنای دو شلاقه: شنای دو شلاقه همان شنای (دست و پا مقابل) است با این فرق كه در آن دو بار پیاپی شنا می روند و پس از آن كمی درنگ و خستگی در می كنند و سپس دوباره دیگر پیاپی شنا می روند. این روش را تا پایان ورزش نگاه می دارند.

شنای پیچ: در این شنا مانند شناهای دیگر دست های ورزشكار بر روی تخته از یكدیگر باز است و او نخست در حركت اول سر خود را زیر بغل چپ می برد و تنة خود را به سوی راست می چرخاند و در حركت دوم ، سر خود را زیر بغل راست می برد و تنه را به سوی چپ می چرخاند و شنا را به همین روش ادامه می دهد.

نرمش : ورزشكاران پس از شنا رفتن بر می خیزند و بی آنكه تخته شنا را از كف گود بردارند برای در كردن خستگی نرم و آرام بدن خود را تكان میدهند و این حركت را نرمش می نامند. مرشد هنگام نرمش كردن ورزشكاران آهنگی ملایم می گیرد و اشعار را با آهنگ مخصوص نرمش می خواند . روش نرمش هر میاندار با میاندار دیگر اندكی اختلاف دارد.

میل گرفتن: ورزشكاران هر كدام یك جفت میل از جایگاه ویژه میل‌ها كه در بالای گود و نزدیك آن است بر می دارند و نخست میاندار به هر یك از ورزشكاران تعارف می كند كه میانداری بپذیرند و اگر كسی نپذیرفت، همان میاندار میل‌ها بر شانة خود می گذارد و دیگران از او پیروی می كنند وبا ضرب مرشد میل گرفتن را آغاز می كنند . میل گرفتن سه گونه است: میل سنگین ـ میل چكشی یا (سرنوازی) ـ     [11]      میل جفتی.

میل سنگین : ورزشكاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگین یك بار میل دست راست را روی شانه و پشت و پهلو و سینة راست می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة چپ رو به بالا نگاه می دارند، و بار دیگر میل دست چپ را روی شانه و پشت و پهلو و سینة چپ می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة راست رو به بالا نگاه می دارند . این كار به این روش ادامه می یابد.

میل چكشی یا سرنوازی: ورزشكاران با آهنگ ضرب مرشد كه تند و با شتاب است میل را بروی شانه ها و پشت و پهلو و سینه به تندی می چرخانند.

میل جفتی: نخست دو میل را در برابر هم روی سینه نگاه می دارند سپس پی در پی باهم به پس می برند و بازمی‌گردانند . ورزشكاران پس از میل گرفتن برای در كردن خستگی دستة میل‌ها را در دست می گیرند و ته آن را بر كف گود می گذارند و میل‌ها را تك تك پیش و پس می برند و می نشینند و بلند می شوند. این گونه نرمش و میل گرفتن را (خَمْ گیری) می گویند.

پا زدن: میاندار در میان گود می ایستد و ورزشكاران پیرامون او گرد می آیند. نخست پای آرامی می زنند كه به آن پای (نَرْمْ) می گویند و آن چنین است كه ورزشكار پنجه یك پا را اندكی از زمین بلند می كند و بر روی پنجة پای دیگر ، خود را تكان می دهد و به آرامی پیش و پس می رود.

ورزشكاران در زورخانه چهار جور پا می زنند:

1ـ پای اول (پای چپ و راست) 2ـ پای جنگلی 3ـ پای تبریزی اول و دوم و پای شوم 4ـ پای آخر.

1ـ پای اول: ورزشكاری روی پنجة پا می ایستد و پای‌ها را پی در پی به چپ و راست می گذارد. بدین گونه كه یك بار پای راست را در كناره بیرونی پای چپ می گذارد و در پی آن پای چپ را در كناره بیرونی پای راست می گذارد و این كار را تند و پی در پی ادامه می دهد و در همین حال تن خود را نرم و آرام می جنباند.

2ـ پای جنگلی: ورزشكار روی پنجه های پا می ایستد و با آواز و صدای ضرب مرشد یك بار سنگینی بدن خود را روی پنجة پای چپ می اندازد و پای راست را به پیش پرتاب می كند و بار دیگر روی پنجة پای راست می ایستد و پای چپ را به پیش پرتاب می كند. این كار تند و پی در پی انجام می گیرد گاهی ورزشكار ، میان پای جنگلی زدن (رُخصت) می‌طلبد و میان گود می آید و می چرخد. در این هنگام ورزشكاران دیگر در كنار گود می ایستد و او را نگاه می كنند.

3ـ پای تبریزی .

الف ـ پای اول: ورزشكار همآهنگ با ضرب مرشد ، هر بار بر یكی از دو پای خود تكیه و پای دیگر را به پیش پرتاب می كند. در اینحركات دست‌ها نیز می‌جنبد.

ب ـ پای دوم: پس از پای اول ، میاندار از میان گود با دست به مرشد اشاره می كند و مرشد بی درنگ آهنگ ضرب     [12]      را تند می كند و میاندار به شرح زیر (دو پا) می زند، یكبار پای راست و بار دیگر پای چپ را به پیش پرتاب می كند و آنگاه پای‌ها را یكی یكی كمی از زمین برمی‌دارد و می گذارد و در این حال تمام بدن خود را نیز به نرمی تكان می دهد.

ج ـ پای سوم: پس از پای دوم میاندار باز با دست به مرشد اشاره می كند و مرشد آهنگ ضرب را عوض می كند . در این هنگام میاندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با این فرق كه ورزشكار سه پا را پشت سر هم یكی پس از دیگری پرتاب می كند و آنگاه كمی درنگ می كند و دوباره همین روش پا می زند.

4ـ پای آخر: ورزشكار روی پنجه های دو پا می ایستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند می كند و یكی پس از دیگری به عقب می برد و باز می گرداند گویی دونده ای است كه در جای خود ایستاده است و پیش نمی رود.

 

چرخ زدن

چرخ زدن پنج گونه است:

1ـ چرخ جنگلی 2ـ چرخ تیز 3ـ چرخ سبك و چمنی 4ـ چرخ تَك پِر 5ـ چرخ تَك پِر

چرخ جنگلی: ورزشكار در میان گود می آید و دست‌ها را در امتداد شانه نگاه می دارد و به نرمی خود را تكان می دهد و آرام و همآهنگ با صدای ضرب مرشد، دور گود می چرخد.

چرخ تیز: ورزشكار درمیان گود یا دور گود بسیار تند به دور خود می چرخد . گاهی سرعت چرخ آنقدر زیاد می شود كه هیكل چرخنده را نمی توان تشخیص داد.

چرخ سبك چمنی : ورزشكار در چرخ سبك و چمنی نه تند و نه آرام بلكه سنگین و زیبا به درو خود می چرخد و با چرخ دور گود را هم می پیماید.

چرخ تَك پِر: ورزشكار پس از یك بار بدور خود چرخیدن ، یك بار هم به هوا می جهد و در هوا چرخی به دور خود می زند . گاهی هم چرخنده دو دست راست را روی هم بر سینه می گذارد و چرخ می زند . معمولاً ورزشكار «تك پرها» را در هوا در گوشه های گود انجام می دهد.

سه تَك پِر: ورزشكار سه بار به دور خود می چرخد آنگاه یك تك پر در هوا می زند . مرشد برای هر یك از چرخ‌ها آهنگی ویژه بر ضرب می گیرد.  

یكی از ورزشكاران چرخ تك پر می زند

كبـّاده كشیدن: كباده را همه ورزشكاران نمی كشند و كسانیكه بخواهند بكشند پس از چرخ زدن دوتا دو‌تا یا تك تك از مرشد یا پیش كسوت «رُخصت» می گیرند و هر كدام كباده‌ای برمی‌دارند و با دو دست در بالای سر نگه می دارند . كباده كشیدن به این گونه است كه ورزشكار كمان كباده را با دست راست و زنجیر آن را با دست چپ می گیرد (و برخی هم از ورزشكاران برعكس) و بالای سر در این حالت دو بازوی او كمی تا شده است نگه می دارد. و با ضرب و آواز مرشد ، یك بار دست راست را در امتداد شانه نگاه می دارد و دست چپ را بر روی سر خم می كند و می خواباند و بار دیگر دست چپ را در امتداد شانه نگاه می دارد ، و دست چپ را بر روی سر خم می كند و می خواباند و بدین گونه ورزشكار كباده كشیدن را ادامه می دهد. او باید به روی پنجه های دو پا به ایستد و با آهسته و نرم حركت دادن كباده پا به پا بشود و پیش و پس برود .

ورزشكار كباده می كشد

كُشتی

در گذشته پس از پایان یافتن ورزش ، كشتی‌گیران و پهلوانان میان گود می رفتند و دو به دو با هم كشتی می گرفتند دو كشتی گیر نخست (فرو می كوبیدند2) آنگاه مرشد لنگی به      [13]      میان هر دو كشتی گیر پرتاب می كرد تا دست نگه دارند كه شعر(گُل كُشتی) خوانده شود. كشتی‌گیران در كنار هم به پهلو، رو به قبله خم می شدند و یك دست را بر گردن یكدیگر و دست دیگر را روی زانو می گذاشتند و مرشد شعر (گل كشتی) را می خواند یا یكی از ورزشكاران كه آواز خوشی داشت در لبة دیوار گود می نشست و از حاضران (رُخصت) می طلبید و گل كشتی را می خواند:

در معركه ها درنگ می باید كرد خون برجگر نهنگ می باید كرد

پوشند یلان زره به پیكار اینجاستجایی كه برهنه جنگ می بایدكرد

نمایشهای ورزشی در میدان ارك در برابر ناصرالدین شاه

دو كشتی گیر پس از اینكه مرشد یا خواننده می گوید:

خدا را سجود ، پیران را عزّت، جوانان را قدرت ، رَبُ المَشِرقین وَ رَبُ المَغـِربین فَبایّ آلاء رَبكُما تُكـّذبان ، كف گود را دست می بوسیدند و كشتی را آغاز می كردند.  

چند تن از باستانی كاران و پهلوانان بنام ایران:

از راست به چپ نشسته : حاجی خورده فروش ، میرزا كوچك برادر سید محمد بهبهانی ، سید محمد علی، نایب غلامرا قزوینی و علی حسین مشهدی اصفهانی

ایستاده: میرزا باقر دراندرونی استاد همة ورزشكاران ، مرشد ابوالقاسم شبرنگ

دعا كردن

پس از پایان ورزش ، مرشد می گوید (اول و آخر مردان عالم بخیر) و به زنگ می زند و تنبك را كنار می‌گذارد و می نشیند . در این هنگام میاندار و ورزشكاران دیگر كه هر یك لنگی بر دوش انداخته اند به كنار گود می آیند و به لبه آن تكیه می دهند و میاندار دیگران را احترام می گذارد و تعارف می كند. اگر كسی نپذیرفت خود او به دعا كردن می پردازد و ورزشكاران و تماشاچیان هم باهم پس از هر یك از دعاهای او (آمین) می گویند. دعا چنین است:

دست و پنجه مرشد درد نكند. خداوند نسل سادات را زیاد كند و دشمن و بدخواه سادات را از صفحه زمین براندازد. پروردگارا به حَـّق عـَّزت و جَلالت قَسَمَت می دهیم كه تیغ شاه اسلام پناه ما را «بُـّرا» (بُـّران) بگردان، سایه بلند پایه اش را از سر آب و خاك ایران و فرداً فرد ایرانیان كم و كوتاه نفرما. پروردگارا شرّ شیطان و بلاهای ناگهانی، نفس امارة آخر الزّمان را از بلاد اسلام دور بگردان . خداوندا بانیان ورزش را كه مرده اند و رفته اند رحمت بفرما. در دنیا و آخرت زبان مار را به ذكر لا الله الا الله گویا بفرما . پروردگارا تورا قَسَم می دهم به حَقّ مقـّربان درگاهت در دنیا ما را از زیارت ائمه اطهار و در آخرت از شفاعت ابا عبدالله بی بهره منما. سپس میاندار می گوید:

بر آن كسانی رحمت باد كه خداوند رحمتشان كرده . در دنیا و آخرت ما را روسفید و نام نیك بگردان. یك صلوات ختم كنید. حاضران صلوات می فرستند و دعا پایان می پذیرد.

گل ریزان

یكی از دیدنی‌ترین جشن‌ها كه در زورخانه بر پا می شود (گل ریزان) است. جشن بیشتر در شبهای ماه رمضان برای بزرگداشت پهلوانان بنام و كهن بر پا می شود و در آن پهلوانان و ورزشكاران قدیمی و با سابقه و بزرگان و سرشناسان محل دعوت می شود و هر یك از آنان دسته گلی با خود می آورند و در و دیوار زورخانه نیز با گل پوشیده می شود . در جاهای خاص و روی میز شیرینی و میوه چیده می شود. پس از یك دور ورزش و بازیهای ورزشی و چند كشتی میان پهلوانان بنام ، یكی از پیش كسوت‌ترین ورزشكاران درباره مقام پهلوانی كه (گل ریزان) برای او برپا شده است سخن می‌راند. اكنون «گل ریزان» بیشتر برای بزرگداشت ، و پاس پهلوان یا ورزشكار آزموده و قدیمی برپا می شود و هم چنین برای كمك به خانوادة ورزشكارانی كه درآمد كافی برای گذراندن زندگی خود ندارند یا گرفتاری‌هایی زندگی آنان را آشفته كرده است .برای «گل ریزان» دعوت نامه هایی با عنوان «همت عالی» و به ارزشهای گوناگون چاپ می كنند و پولی را كه از این راه گرد می آید به ورزشكار یا خانواده او می دهند.

پهلوانان به بنام

در زیر لوحه‌ای كه نام سرشناس‌ترین پهلوانان ایران از سدة هفتم هجری تاكنون بر آن كنده و بر دیوار خاوری زورخانه بانك ملی ایران كار گذاشته شده است آورده می شود:        [14]

1ـ پهلوان فیلة همدانی سدة هفتم هجری.

2ـ پهلوان محمود بن ولی الدین خوارزمی (پوریای ولی) سدة هشتم.

3ـ پهلوان محمد ابو‌سعید سدة نهم.

4ـ پهلوان نداقی عراقی اصفهانی سدة دهم.

5ـ پهلوان بیك قمری سدة دهم.

6ـ پهلوان میزابیك كاشی سدة یازدهم.

7ـ پهلوان كبیر اصفهانی سدة دوازدهم.  

پهلوان محمد یزدی كوچك معروف به «عبـْدُل»

حاج سید حسن شجاعت «رّزاز»

8ـ پهلوان لنـِدره دوز سدة سیزدهم.

9ـ پهلوان عسگر یزدی سدة سیزدهم به بعد.

10ـ پهلوان محمد مازار سدة سیزدهم به بعد .

11ـ پهلوان ابراهیم یزدی (یزدی بزرگ) سدة سیزدهم به بعد.

12ـ پهلوان شعبان سیاه سدة‌سیزدهم به بعد.

13ـ پهلوان حاج حسن بد آفت سدة سیزدهم به بعد.

14ـ پهلوان حاج نایب رضا‌قلی سدة سیزدهم به بعد.

15ـ پهلوان حسین گلزار كرمانشاهی سدة سیزدهم به بعد.

16ـ پهلوان اكبر خراسانی سدة سیزدهم به بعد.

17ـ پهلوان یزدی كوچك (عَبـُدل) سدة سیزدهم به بعد.

18ـ پهلوان سید هاشم خاتم زاده سدة سیزدهم به بعد.

19ـ پهلوان اصغر نجار سدة سیزدهم به بعد.

20ـ پهلوان میرزا باقر دراندرونی سدة سیزدهم به بعد.

21ـ پهلوان علی میرزای همدانی سدة سیزدهم به بعد.

22ـ پهلوان مهدی خان سیف الممالك سدة سیزدهم به بعد.

23ـ پهلوان صادق قُمی سدة سیزدهم به بعد.

24ـ پهلوان سید حسن شجاعت (رّزاز) سدة سیزدهم به بعد.

25ـ پهلوان حاج محمد صادق بلور فروش سدة سیزدهم به بعد.

26ـ پهلوان سید تقی كمل قمی سدة سیزدهم به بعد (این پهلوان زنده است و در شهر قم زندگی می كند).

در پایان از آقایان زیر كه در كار تهیه این گفتار نگارنده را راهنمایی نموده اند سپاسگزاری می نماید:

آقای علی بلوكباشی دوست عزیز و ارجمندم ـ آقای باقر مهدیه میاندار زورخانه بانك ملی ـ آقای علی كیانتاش گرداننده زورخانه طلاچی ـ آقای حسین رضی زاده مدیر باشگاه پولاد ـ آقای ملك ـ آقای منوچهر كلانتری دوست عزیزم ـ آقای كاظم جباری مرشد زورخانه بانك ملی و گردانندة زورخانه هنر ـ آقای محمد مختاری مرشد زورخانه طلاچی.

طرح‌ها از : آقای عارف اسفندیاری .

عكس‌ها از: آقایان غلامرضا ملك عراقی و مهدی ده بنه ای و كاشانی.      [15]

  • paper | وب آکوا - مصطفی | وب ریه
  • وب خوشنویسان |